تبليغاتX
بوي بارون - گذر
يه جور جيك جيك

گذر

 

سر تا پا نگاه شدم و لحظه ها را پلک زدم

چکیدم،آب شدم

بی صدا اما به قبیله سکوت پناهنده شدم

کلام مدتها قبل در کشاکش بی مهری ها عقیم مانده بود

فردا اما زمان نمایش نگاره های سخن بر دیوارهای عدالت است و من

آماده فریاد چاووشی کوچ

نوشته شده در شنبه 28 بهمن1385 ساعت 6 بعد از ظهر توسط ندا |