تبليغاتX
بوي بارون
يه جور جيك جيك

مادر بزرگ

 

خانه کاهگلی کجاست؟

اگر زمانی،دلت برای آن بام های برآمده و گنبدی تنگ شد

اگر دلت خواست در حوض کوچک زیر شیر آب کوتاهش صورتی به آب بزنی

اگر مشامت ﭘر شد از بوی پهن"خانم حنا"ها و هیچ گوساله ای ندیدی

اگر هوای دلهره تاب خوردن بین درختان بلند توت به سرت زد

اگر دلت لک زد برای خوابیدن در پشه بندهای بزرگ در حیاط قدیمی

و اگر خواستی کنجکاوی مهار نشدنی ات تو را در شکوفه های رنگارنگ بهار باغ گم کند و سایه درختان انجیر و انار برایت لالایی بخواند...

 

     باید راه گورستان آشنای "کهن آباد" را پیش بگیری و

      تنها به بغضی کوتاه قانع باشی؟! 

   

نوشته شده در شنبه 7 اردیبهشت1387 ساعت 2 بعد از ظهر توسط ندا |